
نوشته دن پری – نیوزویک– ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶، ساعت ۰۷:۱۲ صبح به وقت شرق آمریکا
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا که روز سهشنبه با بنیامین نتانیاهو دیدار میکند، حمایت از اسرائیل را به بخشی از هویت سیاسیاش تبدیل کرده است. او اورشلیم را با عنوانِ پایتخت اسرائیل شناسایی کرد، حاکمیت اسرائیل را بر بلندیهای جولان مورد مناقشه به رسمیت شناخت، توافقنامه ابراهیم را امضا کرد و همیشه – همیشه – سعی کرده است به نتانیاهو کمک کند تا نخست وزیر اسرائیل باقی بماند.
ترامپ آشکارا معتقد است که کمک به نتانیاهو مترادف با کمک به اسرائیل است و همواره از این که اکثریت یهودیان آمریکایی با رأی دادن به جمهوریخواهان به او پاداش نمیدهند، متعجب است. او باید بداند که این فرض او دیگر اعتباری ندارد.
اگر ترامپ دوباره در طول مبارزات انتخاباتی آینده اسرائیل از نتانیاهو حمایت سیاسی کند، ناخواسته به این کشور آسیب خواهد رساند و احتمال نابودی اتحاد ایالات متحده و اسرائیل را بیشتر میکند.
انتخابات اسرائیل در ۲۷ اکتبر با تمام ادوار انتخاباتی قبل متفاوت خواهد بود. اگر نتانیاهو و ائتلاف ملی-مذهبی او، بار دیگر در انتخابات پیروز شوند، اسرائیلیها انتظار دارند که او کودتایش ضد قانون اساسی را که با حملات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ متوقف شده بود، به پایان برساند؛ تضعیف استقلال قضایی، سیاسی کردن نهادهای نظارتی، منزوی کردن بیشتر دولت خود از پاسخگویی و تعمیق جنگ فرهنگی که در حال حاضر جامعه اسرائیل را در هم شکسته است.
او همچنین به نوازش اقلیت رو به رشد بنیادگرای افراطی ادامه خواهد داد؛ فرارشان را از خدمت سربازی ممکن میسازد و به آنها اجازه میدهد که جوانانشان را برای اشتغال نوین آموزش ندهند.
حمایت ایالات متحده از اسرائیل
خطرناکترین چیز این است که جایگاه اسرائیل در ایالات متحده همچنان رو به وخامت خواهد رفت. برای دههها، اسرائیل از امکانی خارقالعاده در سیاست آمریکا برخوردار بود: حمایت دو حزبی.
حمایت از اسرائیل تا همین اواخر یکی از معدود موضوعاتی بود که دموکراتها و جمهوریخواهان بر سر آن اتفاق نظر داشتند؛ اما این اجماع اکنون در حال از هم پاشیدن است. در میان دموکراتها، دلایل این تحول روشن است: ویرانی و رنج گسترده در غزه، نگرانی از روند دموکراسی در اسرائیل و نیز تب ضداسرائیلی که در میان جریانهای مترقی شکل گرفته و بهتدریج حول جنبش «سوسیالیستهای دموکرات آمریکا» انسجام یافته است.
چیزی که کمتر مد توجه قرار گرفته – اما به طور بالقوه حتی مهمتر – تغییری است که در درون ائتلاف سیاسی خود ترامپ در حال وقوع است. تعداد فزایندهای از جمهوریخواهان جوان و محافظهکاران پوپولیست، حمایت سنتی آمریکا از اسرائیل را زیر سوال میبرند، خواه به سببِ کمکهای خارجی، خواه، درگیریهای خاورمیانه یا حتی ناراحتی از دولت نتانیاهو.
در طول چند سال آخرِ حکومت نتانیاهو، اسرائیل از حمایت اکثریت قاطع آمریکاییها، به دیدگاه منفیِ شصت درصد- طبق نظرسنجیهای اخیر- تبدیل شد. کشوری که برای همه چیز از مهمات گرفته تا چتر حمایتی شورای امنیت که جلوی تحریمهای اقتصادی اسرائیل را میگیرد، به ایالات متحده وابسته است، نمیتواند از پس این [وضعیت] برآید. حتی اگر ترامپ وفادار بماند، او برای همیشه نخواهد ماند.
خود ترامپ نیز از نظر سیاسی از این تصور که در میان بسیاری از آمریکاییها رواج یافته آسیب میبیند؛ این تصور که او نوچهٔ نتانیاهوست .برای مثال، بسیاری بر این باورند که نتانیاهو با زیرکی ترامپ را به آغاز جنگ نامحبوب با ایران ترغیب کرده است. پس از این دیدار اخیر، نه ترامپ و نه نتانیاهو نمیتوانند اجازه دهند این برداشت بیش از پیش در افکار عمومی تقویت شود.
هر کسی که به این موضوع اهمیت میدهد، باید از دیدن ویدیوی فاش شده این هفته نگران شده باشد که سناتور متوفا لیندسی گراهام – که نتانیاهو قصد دارد در مراسم یادبود او شرکت کند – را نشان میدهد که ظاهرا از طریق تلفن از نتانیاهو دستورالعملهایی دربارۀ نحوه ارائه نگرانیهای امنیتی اسرائیل به ترامپ دریافت میکند. ترامپ با برندسازی به خوبی آشناست و لابد باید بفهمد که نتانیاهو به طور پیوسته، در حال تغییر برند اسرائیل در آمریکاست.
تصویری که بسیاری از آمریکاییها به طور فزایندهای [از اسرائیل] میبینند، دموکراسی مقاومی نیست که تحسین دو حزب آمریکا را برانگیخته باشد، بلکه کشوری درگیر با جنگ و جدال، تضعیف نهادهای دموکراتیک و آکنده از وزرای افراطی است که به نظر میرسد از اعمال خشونت حمایت میکنند.
این که آیا هر انتقادی باید منصفانه است یا واقعیت تهدیدات پیش روی اسرائیل باید درک شود، در این جا تقریبا ربطی به موضوع ندارد.
دخالت خارجی در انتخابات
در این میان، یک ملاحظه مهم دیگر هم وجود دارد و آن بُعد روسی-ایرانی ماجراست که ترامپ باید آن را در نظر بگیرد.
سرویس امنیتی شین بت اسرائیل هشدار داده است که انتخابات آینده نیاز به هوشیاری بیشتر در برابر دخالتهای خارجی دارد. گزارشهای عمومی مشخص نکرده است که به دستِ چه کسی یا از طرف چه کسی ممکن است چنین دخالتی صورت گیرد.
با این حال، تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که روسیه و دیگر حکومتهای اقتدارگرا بارها از عملیات نفوذ در فضای دیجیتال برای دامن زدن به دوقطبی در جوامع دموکراتیک و تقویت نیروهای سیاسی ضدلیبرال استفاده کردهاند.
تناقض ماجرا اینجاست که ایران و حامیانش ممکن است به تقویت نتانیاهو کمک کنند؛ زیرا دشمنان اسرائیل هم دریافتهاند که یکی از راههای آسیب زدن به اسرائیل، کمک به پیروزی نتانیاهو در انتخابات آینده است.
پیروزی نتانیاهو بهشکل خاص، نتیجهای را به همراه خواهد داشت که دشمنان اسرائیل بیشترین استقبال را از آن خواهند کرد؛ اسرائیلی که به طور فزایندهای در خارج از کشور منزوی میشود، به طور فزایندهای با اشغالگری و افراطگرایی شهرکنشینان بدنام میشود، به طور فزایندهای هم در عرصۀ سیاست آمریکا بیآبرو میشود و نیز، به طور فزایندهای در بازسازی حمایت دو حزب عمدهای از خود ناتوان میماند که امنیت بلندمدتش در نهایت در گرو حمایت آنهاست.
اسرائیل به تصویر متفاوتی از خود نیاز مبرم دارد و به دولتی نیاز دارد که بتواند هنجارهای دموکراتیک را احیا کند و نیز، با همان جدیتی که با تروریسم فلسطینی [!؟] مقابله میکند، با افراطگرایی یهودی هم مقابله کند، روابطش را با حزب دموکرات آمریکا بدون از دست دادن حمایت جمهوریخواهان بازسازی کند، روابطش را با اروپا که بزرگترین شریک تجاری آن است، ترمیم کند و برای خارج کردنِ مناقشه اسرائیل و فلسطین از بنبست فعلی خود، اندکی امید ایجاد کند.
ترامپ دربارۀ جنگ ناامیدکننده خود با ایران، با تصمیم دشواری روبرو است و وقتی نتانیاهو با اطلاعات و کمک واقعی از راه میرسد، ترامپ به ناگزیر باید گوش دهد.
اما باید مراقب تحلیلهای نتانیاهو از وقایع موجود باشد و نیز در هر صورت، پایش را از ورطۀ انتخابات اسرائیل دور کند. بیشترین کاری که ترامپ، امروز میتواند به نفع اسرائیل انجام دهد، خودداری از کمک به نتانیاهو برای پیروزی در انتخابات است.
