سرمقالۀ هآرتص | جنگ پنهانی اسرائیل ضد ایران

 60 total views,  1 views today

ترجمۀ حیدر سهیلی اصفهانی

سه شنبه، ۲۴ اسفند ۱۴۰۰ | Mar. 15, 2022

این سرمقاله، در یکی از مهمترین روزنامه‌های اسرائیل منتشر شده است. نویسنده به انتقاد از سیاست‌های بنت در گسترش چشم‌بستۀ تنش با ایران می‌پردازد و همچنین، از سانسور شدید بر اطلاعات مربوط به این جنگ.

اسرائیل و ایران سال‌هاست که جنگ پنهانی را در دو عرصه آغاز کرده‌اند؛ هواپیماهای بدون سرنشین و فضای سایبری. نفتالی بنت، نخست وزیر اسرائیل، هنگامی که در کسوتِ وزیر دفاع خدمت می‌کرد، هدف از این جنگ را چنین بازگو کرد:

“وقتی بازوهای اختاپوس به شما برخورد کرد، تنها به بازوها حمله نکنید. اول به سرش حمله کن.” وی افزود: “نسل‌های متمادی است که بی‌وقفه ضد بازوهای اختاپوس ایرانی در لبنان، سوریه و غزه جنگیده‌ایم، اما بر تضعیف کردنِ خود ایران، به اندازه کافی تمرکز نکرده‌ایم. اکنون دکترین خود را تغییر می‌دهیم و با فعالیت‌های اقتصادی، دیپلماتیک، اطلاعاتی و نظامی و همچنین از راه‌های دیگر، درگیر کارزاری مستمر برای تضعیف سر خود اختاپوس ایرانی هستیم.”

بنت از آن زمان سطح درگیری را بالا برده و این سیاست را با قدرت بیشتری ادامه می دهد و ضد همین سیاست است که در این هفته، شاهدِ سطح تازه‌ای از تصاعد نظامی بودیم؛ ایران موشک‌هایی را از خاک خود به سمت پایگاه اطلاعاتی مخفی اسرائیل در کردستان عراق پرتاب کرد. یکی از ایستگاه‌های تلویزیونی مرتبط با ایران، این حمله را پاسخی به حملات پهپادهای اسرائیلی که ماه گذشته از منطقه خودمختار کردستان انجام شد و “خسارت بزرگی به بار آورد” دانست.

نیروهای دفاعی اسرائیل نیز اخیراً دو افسر سپاه پاسداران ایران را در حمله‌ای هوایی در حومۀ دمشق کشتند. روز دوشنبه، هر دو طرف، ضد یکدیگر اتهاماتی را رد و بدل کردند. ایران، اسرائیل را به تلاش برای حمله به تاسیسات هسته‌ای خود در فردو متهم کرد و اسرائیل هم، ایران را به حملات سایبری به وب سایت های دولتی‌‌اش متهم کرد.

 دور تازۀ خشونت میان یکدیگر، به موازاتِ مذاکرات ایران با پنج کشور دیگر بر سر توافق هسته‌ای جدید و همچنین گسترش آشکار روابط دفاعی بین اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس صورت می گیرد.

 با این حال، در اسرائیل در بارۀ اهداف، شیوه کار یا نتایجِ «جنگ‌های متداخلی» که در سوریه، لبنان و ایران جاری است، سکوت ممتدی حاکم است. گو آن که هر از چند گاهی، رسانه‌ها، فیلم‌هایی از حملات هوایی در سوریه منتشر می کنند که به اسرائیل نسبت داده می‌شود و مقام‌های ارشد ارتش و دولتی در مناسبت‌های مختلف، دربارۀ فعالیتِ گستردۀ نظامی در شمال و شرق، از جمله، تعداد حملات، تلفات دشمن و هواپیماهای سرنگون شده رجز می‌خوانند.

در هفته‌های اخیر، از همین «جنگ‌های متداخل» حتی برای توجیه بی‌طرفی اسرائیل بین روسیه و اوکراین هم استفاده شده است- در تعارض کامل با سیاست همه دولت‌های غربی که از کی‌یف حمایت می‌کنند- به این سبب که ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه به نیروی هوایی ما اجازه می‌دهد که در سوریه دست به عملیات بزند و ما می‌ترسیم که او از این موضوع پشیمان شود و شروع به دخالت کند.

ابهام رسمی حاکم، در اصل زیر سر سانسور نظامی است که هرگونه بحث عمومی را غدغن کرده است و ارائۀ گزارش به مردم را دربارۀ فرایند تصمیم‌گیری پیرامونِ «جنگ‌های متداخل» و نیز دربارۀ  جایگزین‌های این درگیری‌های خشونت آمیز را غیرممکن می‌کند، یا حتی این که آیا دربارۀ چنین جایگزین‌هایی اصلاً بحث شده است یا خیر.

این درست که ما نباید تهدیدهای تهران را نادیده بگیریم. چرا که ممکن است روزی، مردم اسرائیل با درگیری آشکار و خشونت‌آمیزی بیدار شوند، بدون این که بفهمند ما واقعاً برای چه می‌جنگیم یا این جا چه اتفاقی افتاده است. برای بنت کافی نیست که درباره اختاپوس و بازوهایش شاعرانه صحبت کند، او باید به اسرائیلی‌ها توضیح دهد که اهداف جنگ ضد ایران چیست. آیا حملات هوایی تجاری و حملات سایبری، برای امنیت ملی ضروری است یا خیر و آیا او برای جلوگیری از تشدید این تنش‌ها فکری کرده است؟ چنین بحثی برای کشوری دموکراتیک ضروری است.