«جمهوری سودها»؛ دیدگاه میشل فوکو در باره دولت و اقتصاد در جهان مدرن

 116 total views,  1 views today

قاسم خرمی

فوکو چون شکل گیری انقلاب اسلامی را پدیده ای خارج از مدرنیته می دانست، سخت به آن امیدوار بود. به همین دلیل، از ۲۵ شهریور تا ۲ مهر ۱۳۵۷ و از ۱۸ تا ۲۴ آبان ۱۳۵۷ دو بار به ایران سفر کرد و در این سفرها، در تهران و قم و آبادان، با برخی از رهبران ملی و دینی و گروه‌های مختلفی که در انقلاب دست داشتند، ملاقات کرد. برداشت مثبت او از رویدادهای انقلابی در ایران، در رسانه های غربی منتشر می شد و فضای نسبتا مثبتی در باره انقلاب ایران نزد روشنفکران مستقل غربی پدید آورده بود.

میشل فوکو متولد فرانسه و استاد دانشگاههای آمریکا،  از فیلسوفان و مورخان بزرگ و مشهور اما تا حدی «بدنام» معاصر است که در ۵ خرداد (۲۵ ژوئن) ۱۹۸۴ میلادی در سن ۵۷ سالگی به علت بیماری ایدز درگذشت.

اشتهار او به همجنس گرایی سبب شد تا او را « فیلسوف بدکاره» لقب دهند و همین خصلت تا حد زیادی هوش و استعداد او در تبیین نظریه های جدید در حوزه علوم اجتماعی را تحت تاثیر قرار داد.

میشل فوکو از زمره اندیشمندان منتقد مدرنیته به حساب می آید که ترکیبی از نظریه فروید، اندیشه های مارکسیست های ساختارگرا مثل «آلتوسر» و نیز اندیشه های « نیچه» در باره ماهیت قدرت و سلطه را در هم آمیخت و نظریه جدیدی خلق کرد که شبیه هیچ کدام از نظرهایی پیشین نبود.

به نظر فوکو دیدگاه مارکسیست ها در این خصوص که قدرت در اختیار دولت و دولت زیر سیطره طبقات بالا قرار دارد، نظریه ای درست اما ناتمام و سطحی است. چون اَشکال قدرت در دوران مدرن با شکل های قدیمی قدرت و سلطه و کنترل که بصورت آشکار اعمال می شود، بسیار فرق کرده است.

اولا قدرت فقط ابزاری در خدمت دولت ها نیست و به کلیه روابط اجتماعی اعم از رابطه استاد و شاگرد، پدر و فرزند، مرد و زن و حتی زندانی و زندان بان نیز بسط یافته است. از اینرو، بدون دولت هم روابط سلطه آمیزی میان انسان ها برقرار است و هر فردی هم در جامعه، حتی زندانی در مقابل زندان بان دارای درجه ای از قدرت است.  

در ثانی، قدرت در فرم جدید نه از طریق پلیس و تفنگ، بلکه  از طریق به کارگیری معرفت و دانش و خلق رویت های تاریخی و نظریه ها و گفتمان ها به مهار و کنترل جامعه مبادرت می ورزد. بنابراین، قدرت در پیوند با معرفت کاری کرده است که پذیرش نظرهایی که به نفع حاکمان و صاحبان قدرت است، برای اکثریت مردم، باور پذیر به نظر برسد.

در مجموع،  فوکو سعی داشت آن دسته از تحولات اداراکی را ترسیم کند که طرز فکر دنیای مدرن ما از اعصار پیشین را متمایز می سازد. هسته اصلی تفکر  او متوجه «قدرت» و «کنترل» در جامعه است به عقیده او در دوران معاصر گفتمان ها به کمک قدرت آمده اند تا به ایستارهای عامه در قبال پدیده هایی مثل جرم ، دیوانگی و سکسوالیته ( میل جنسی) شکل دهند .تلقی مدرن ما از فعالیت های بهنجار و کجرو ، عقل و دیوانگی و غیره همه حاصل پیوند قدرت و گفتمان است که امروزه به عنوان مفروضات بدیهی در پس ذهن ما قرار گرفته اند.

در دنیای امروز، فناوری های نظارت، اجبار و انضباط نیز در خدمت تقویت پیوند قدرت و گفتمان است . گفتمان های تخصصی که صاحبان قدرت و اقتدار برقرار می کنند، غالباً فقط با گفتمان های تخصصی رقیب به چالش فرا خوانده می شوند و به این ترتیب خود گفتمان ها و اساساً دانش به نیرویی برای کنترل و محدود ساختن اندیشیدن و سخن گفتن تبدیل می شود . بنابراین باید در پذیرش تام نظریه های متاثر از مدرنیته درباره جامعه و توسعه اجتماعی تردید کرد.

کتاب « تولد زیست سیاست؛ گفتارهایی کلوژو دو فرانس ۷۹-۱۹۷۸ » به بررسی نحوه سیطره قدرت بر زندگی انسان و گرایش و کنترل دولتی بر امر زیستی انسان پرداخته است . این کتاب با ترجمه رضا نجف زاده از سوی نشر نی در سال ۱۳۸۹ انتشار یافته است. بخش هایی از این کتاب به موضوع اقتصاد سیاسی و بازار آزاد در نظام های لیبرالی اشاره می کند.

اقتصاد سیاسی و «رژیم حقیقت»

به نظر فوکو، در دوران جدید، قدرت دولت ها، دیگر مطلق نیست و با عوامل و مصلحت های مختلفی محدود می شود. به عنوان مثال دولت های لیبرالی جدید مشروعیت خودشان را به کارایی خودشان پیوند زده اند و وقتی رفتار دولت مبنای مشروعیت آن باشد، نوعی  «رژیم حقیقت» شکل می گیرد و وقتی حکومت مرتب دغدغه دارد که آیا حکمرانی من دولت را به نقطه مطلوب خواهد رساند یا خیر؟ خود به خود این رژیم حقیقت باعث خود محدود سازی حکومت می شود (ص. ۳۳).

اقتصاد بازار  و تبدیل قانون مندی به حقیقت مندی:

 لیبرالیسم متکی بر اقتصاد بازار، نمونه بارزی از حکومت های متکی بر رژیم حقیقت است . بازار در قرون وسطی تا قرن ۱۷محل عدالت توزیعی و مبتنی بر اطمینان فروشنده و خریدار بود(ص. ۵۱) اما از قرن ۱۸ به بعد، بازار خود تنظیم گر تابع طبیعت ( قیمت نرمال نه عادلانه ) شد  و دیگر قانونمداری ملاک رفتار اقتصادی نبود.

ساز و کار بازار به سنجه و معیاری برای ارزیابی حکومت ها  بدل شد. یعنی حکومت خوب حکومت مقتصد و مبتنی بر رژیم حقیقت بود تا مبتنی بر قانون . به عبارتی بازار و دولت از محل قانونمندی به محل «حقیقت مندی» تبدیل شدند( ص. ۵۴)

 مسئله لیبرالیسم معاصر هم نه قانون اساسی بلکه مقتصد بودن است .(ص. ۴۹) حکومت مقتصد به دنبال توسعه عمیق و وسیع کردارهای حکومتی است و این سبب شورش ها و واکنش هایی در جوامع امروزی شده است .

اصل سود در حکومت های جدید

تکیه گاههای خرد حکومتی جدید علاوه بر بازار مبتی بر اصل سودمندی هم است . البته نه سود دولت ( مثل مرکانتالیسم ) بلکه سود فردی ، جمعی ، نفع اجتماعی و بطور کلی حکومت مبتنی بر سودها است(ص.۶۹)

در گذشته حکومت ها از طریق افراد ، اشیاء و اراضی اعمال قدرت می کردند اما اکنون اعمال قدرت غیر مسقیم حکومت ها از طریق قانون و مصلحت انجام می شود و تا جایی در جامعه مداخله می کنند که موضوع سودی اعم از سود فردی و جمعی در میان باشد.حتی در مجازات کنونی که شکنجه بدنی به مجازات حبس تغییر یافته به خاطر این است که فکر می کنند این مجازات ها به جامعه سود بیشتری می رساند(ص. ۷۱)

 به هر حال در رژیم های جدید حکومت به جای اعمال قدرت بر اشیاء و اتباع بر « جمهوری سودها » استوار است . اکنون که مشخص شد اصل فایده مندی تعیین کننده کنش های حکومت لیبرالی است سوال اینجا است که حکومت های غیر لیبرال تا چه حد با چنین پرسش ها و مسائلی روبرو هستند ؟

حضور میشل فوکو در ایران

فوکو چون شکل گیری انقلاب اسلامی را  پدیده ای خارج از مدرنیته می دانست، سخت به آن امیدوار بود. به همین دلیل، از ۲۵ شهریور تا ۲ مهر ۱۳۵۷ و از ۱۸ تا ۲۴ آبان ۱۳۵۷ دو بار به ایران سفر کرد و در این سفرها، در تهران و قم و آبادان، با برخی از رهبران ملی و دینی و گروه‌های مختلفی که در انقلاب دست داشتند، ملاقات کرد.

به نظر او انقلاب ایران نمی تواند ریشه های اقتصادی داشته باشد چون اقتصاد نمی تواند این همه انسان از جان گذشته را بسیج کند .برداشت مثبت او از رویدادهای انقلابی در ایران، در رسانه های غربی منتشر می شد و فضای نسبتا مثبتی در باره انقلاب ایران نزد روشنفکران مستقل غربی پدید آورده بود. مجموعه نوشته های او تحت دو عنوان« «ایرانی‌ها چه رؤیایی در سر دارند» و «ایران روح یک جهان بی‌روح» گردآوری و چاپ شده است. اما برخی تندروی ها به ویژه تسخیر سفارت آمریکا، بزودی این نگاه خوشبینانه روشنفکران غربی به انقلاب اسلامی را از بین برد و تبدیل به «ایران هراسی» کرد.

از دیگر آثار  مشهورترین  وی، می‌توان به نظم اشیا، نظم گفتمان، دیرینه‌شناسی دانش، مراقبت و تنبیه، پیدایش کلینیک، تاریخ جنون و تاریخ جنسیت اشاره کرد.